یک یادداشت خیلی خوب از زیدآبادی! به نظر من آنچه مهمتر از خود انتخابات است، درگرفتن چنین بحثها و درگیر شدن با اندیشه است. از آنجا که روز فیلتر است، کل یادداشت را در پایین میآورم.
احمد زیدآبادی - سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 [2009.05.05]
به رغم مبارزهای عقیدتی كه طی سالهای اخیر به مدد ترویج اندیشه های جناب آقای دكتر سروش علیه ایدئولوژی و ایدئولوژی زدگی در جامعه ما صورت گرفته، اما ظاهرا به علت ماندگاری رسوبات یك سنت صد ساله، ما همچنان ایدئولوژیك اندیشیم.
نمونهاش همین بحث رای دادن یا رای ندادن در نظام جمهوری اسلامی است كه از نظر برخی از ما گویی رای دادن در هر شرایطی امری واجب و از نظر برخی دیگر رای ندادن در هر موقعیتی امری ضروری است.
هر دوی این مواضع امری ایدئولوژیك است چرا كه رای دادن و رای ندادن به خودی خود نه امری همیشه ضروری و نه موضوعی دائما قبیح است.
در واقع همه چیز بستگی به "شرایط" دارد و شرایط هم امری ثابت و یك سویه و ساده نیست، بلكه متغیر و چند وجهی و پیچیده است.
قاعدتا كسی كه بر مبنای یك تحلیل مشخص از شرایط رای می دهد یا رای نمی دهد، رفتارش كاملا قابل درك است اما آنكه بنا به یك اصل ایدئولوژیك همیشه فارغ از فضای واقعی جامعه خود را موظف به رای دادن و رای ندادن میبیند، رفتارش چندان قابل فهم نیست.
ظاهرا آنچه به مساله حضور یا عدم حضور در انتخابات رنگ ایدئولوژیك زده، ربط دادن شركت یا عدم شركت در انتخابات به اعلام موضع در مورد مشروعیت نظام سیاسی است.
نظام جمهوری اسلامی معمولا همیشه سعی كرده است تا میزان حضور مردم در هر انتخاباتی را به حمایت مشاركت كنندگان از كلیت نظام و مشروعیت بخشیدن به آن نسبت دهد و همین مساله، آن بخش از ایرانیانی را كه نمیخواهند به عنوان مشروعیت بخش نظام اسلامی معرفی شوند، در مورد شركت در انتخابات بسیار حساس كرده است.
این در حالی است كه در هیچ نقطهای از جهان و بخصوص آنجاهایی كه امكان تحریم رسمی و علنی و امن وجود ندارد، شركت یا عدم شركت در انتخابات هیچ ربطی به مشروعیت یك نظام سیاسی ندارد.
نظام سیاسی در دنیای امروز از طریق كارآمدی، جلب رضایت عمومی و نهادینه كردن روند تغییر تمام زمامداران از راه مسالمتآمیز برای خود مشروعیت تولید و بازتولید میكند و كمیت شركت كنندگان در یك انتخابات ربطی به این موضوع پیدا نمیكند.
اینكه نظام جمهوری اسلامی همیشه دغدغه عمیقی نسبت به میزان شركت مردم در هر اننتخابات دارد، علامت اعتماد به نفس آن محسوب نمیشود، از این رو، بهتر است نظام خود را از این دغدغه پر دردسر رها كند و منابع مشروعیت خود را در جاهای طبیعی آن بجوید تا رای دهندگان ایرانی هم فارغ از این معضل بتوانند رای دهند یا ندهند.
از این گذشته، من تصور میكنم در دنیای كنونی چیز تعریف شدهای به نام "نظام" كه همیشه باید پایدار و ثابت فرض شود، وجود ندارد.
هر كشوری خواه ناخواه به طریقی اداره میشود، این طریق را مسئولان قوای مقننه، قضائیه و مجریه آن كشور در چارچوب یك قانون بسیار كلی، تعیین میكنند و آنها را هم مردم به طور مستقیم یا غیر مستقیم برمیگزینند. خارج از این چارچوب به سختی می توان نظامی را متصور شد.
برای نمونه، كشور فرانسه را در نظر بگیرید. ما به چه چیزی نظام فرانسه میگوییم؟
نظام فرانسه با هر مشخصهای كه تعریف شود، نافی حضور كمونیستها و یا مذهبیها در انتخابات نیست و شركت كمونیستها و مذهبیها در انتخابات نیز به معنای تایید سرمایهداری و یا لائیسیته فرانسه نیست.
این مساله با تفاوتی البته بسیار مهم در مورد ایران هم صادق است. در ایران به خلاف فرانسه هر گروه سیاسی و نحله فكری نمی تواند كاندیدای خاص خود را برای حضور در نهادهای تصمیمگیر داشته باشد و برخی مناصب و سیاستها نیز گویا دائمیاند، اما از نقطه نظر رابطه شركت در انتخابات با مشروعیت بخشی به نظام سیاسی، نباید تفاوتی بین ایران و فرانسه قائل شد.